121 .

خرید بک لینک
ممنون که به غرغرهای پست قبل گوش دادین و با حرفاتون آرومم کردیناز مراسم مولودی خونیم نگفتم براتونهمه چی عالی و بی نقص بود دست مامانو و خاله جونیام درد نکنهسه شنبه مراسم داشتم خب دوشنبه صبح با دوست هم دانشگاهیم که همون شهر ساکنه رفتم خرید میوه و سبزی و اینطورچیزاظهر رسیدم خونه وسایلمو جابجا کردم 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:44

خیلی وقته ننوشتم حدود یکماه چقدر زود گذشتاین روزا همسر اول هفته میره سرکار و آخرهفته میاد بخاطر پروژه و سایتای جدیددر نبودش من دچار هزار جور امراض ناشناخته میشم و همه الکیه الکیهیه روز حس میکنم ضربان قلبم تندتر از معمول میزنه یا مثلا سرم گیج و منگهخلاصه که هی با این حسای مزخرف مبارزه میکنم تا ب 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:48

مشغول آماده کردن شام بودم و تو دلم آشوب بود و ذهنم حسابی سرگرم فکر و خیالصدای اذون رو که شنیدم ناخودآگاه با همون سیب زمینی نصفه پوست گرفته کشیده شدم سمت پنجرهاشکام بود که سرازیر شدن اشک و اشک و اشک دیگه به هق هق افتاده بودمدوس داشتم همون کنج گوشه مطبخ بشینم به این اشک ریختنا ادامه بدماز بعدظهری 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:48

صفحه بندی